شعرچیست وشاعرکیست ؟

قسمت سوم شعر«آی چقدرزیبایی »:

شعرچیست وشاعرکیست ؟

حال برای تبیین بیشتراین معنابهتراست به شرح آیه 221 سوره شعراء بپردازیم:

هل انبئکم علی من تنزل الشیاطین تنزل علی کل افاک اثیم یلقون السمع واکثرهم کاذبون والشعراء یتبعهم الغاون الم ترانهم فی کل وادیهیمون وانهم یقولون مالایفعلون الاالذین آمنواوعملواالصالحات وذکروا الله کثیراوانتصروامن بعدماظلمواوسیعلم الذین ظلمواای منقلب ینقلبون .

آیاشماراخبردهم که شیاطین برچه کسی فرودمی آیند؟ برهردروغزن گناهکاری فرودمی آیندکه گوش فرامی دارندوبیشترشان دروغگویندوشاعران راگمراهان پیروی می کنندآیاندیده ای که آنان درهروادی سرگردانند؟وآنانندکه چیزهایی می گویندکه انجام نمی دهند.مگرکسانی که ایمان آورده وکارهای شایسته کرده وخدارابسیاربه یادآورده وپس ازآنکه موردستم قرارگرفته اندیاری خواسته اندوکسانی که ستم کرده اندبه زودی خواهنددانست به کدام بازگشتگاه برخواهندگشت

هل انبئکم علی من تنزل الشیاطین

نکته : شیاطین دراینجا فرشته هایی رامی گویدکه دارای  بارآتش اندیاپاک نیستندهمان کلمه مشرکان

تنزل علی کل افاک اثیم

نکته : وجوداین فرشته ها درکلمه باعث ناپاکی یابارآتش درافرادمی شود

توجه : قرآن با توجه به آیات فوق می خواهداین نکات را به ماگوشزدنمایدکه هرانسان دروغگوی گناهکارخودشیطانی است وهم فرشته هایی که به اوشناخت می دهندپاک وبی عیب نیستندیعنی مشرکان ازکلمه ای ارتزاق می کنندکه پاک نیست و خود، همان کلمه ی ناپاکند

 یلقون السمع واکثرهم کاذبون والشعراء یتبعهم الغاون

نکته :لفظ «سمع» به معنای اسم فعال خداست گفته شدکه خدااسم خودرابشریاانسان هم می گوید(سوره بلد:الم نجعل له عینین ...) واعضای انسان رانیز (عین ، لسان ، اذن ،سمع ، بصر...) استعاره ازاسم فعال می گیرداینکه کسی گوش بیفکندیابیندازد(یلقون السمع ) غیرازاینکه معنای گوش ایستادن داردمعنای قلم زدن بااسم فعال خداوکارکردن باقلم رادارد.بواقع کلمه ای که مشرکان  با آن کارمی کنندوقلم می زنندمثل خودآنهاست یعنی فضای آن یکی است یک جورتغذیه می شوند ؛ فرشته هایی که در کلمه مشرکان ودرخودآنهامی ریزندبیشتردروغ می گویندوناپاکندامافرشته هایی هم هستندکه درآنهامی ریزندوسخن درست هم می گویندلفظ «اکثر» این معناراتاکیدمی نماید

ضمیر«واو » دریلقون وضمیر«هم » دراکثرهم برمی گرددبه :

1.شیاطین

2.کل افاک اثیم:دروغگوی گناهکار

3. الشعراء

4.الغاون(گمراهان)

والشعراءیتبعهم الغاون

آیامی توان شعراءرا همان شیاطین یاکل افاک اثیم گرفت چرا؟

منظورازشعروشاعری درآیه فوق چیست ؟

خداکدام دسته ازشعراراگمراه معرفی کرده  است چرا؟

جواب :

هل انبئکم علی من تنزل الشیاطین تنزل علی کل افاک اثیم یلقون السمع واکثرهم کاذبون والشعراء یتبعهم الغاون

1.زیراصفات بارزانسان گمراه ؛دروغگویی ،گناهکاربودن ونزول شیاطین براو ؛ می باشد.وچون دروصف شعراء قرآن می فرماید: پیروان آنهاگمراهانندو آنها درهروادی سرگردانند(الم ترانهم فی کل وادیهیمون)وهرآنچه راکه می گویندعمل نمی کنند(وانهم یقولون مالایفعلون) پس شعراء نیزمصداق تنزل الشیاطین علی کل افاک اثیم می باشند

بایدتوجه داشت که ضمیر«هم » درانهم به الشعراء والغاون برمی گردد

2.اگربه آیات قبل خوب بنگریم می بینیم که شیاطین برهردروغگوی گناهکارواردمی شوندواین افراددرست همان شعراء هستندواین صفت برآنهانیز منطبق است حال اینهاچه کسانی هستند؟

جواب : اینهاهمان کسانی هستندکه دارای کلمه فعال خداهستندبه چه دلیل ؟

به دلیل اینکه خدابعدآن می فرماید: یلقون السمع واکثرهم کاذبون

پس شاعردرقرآن کسی است که دارای اسم فعال خداست وکلمه رابه حرکت درمی آوردوشعربواقع هرآنچه که از کلمه یاقلم صادرمی شود می باشد اماخداآن دسته ازشاعران رامردودمی داندکه  دارای صفات زیرند:

1.شیاطین برآنها واردمی شوندیعنی ازکلمه ناپاک تغذیه می کنندپس مشرکند

2.این دسته ازافرادکه خداآنهاراشاعرمی داندکلمه رادرشرک وکفربکارمی برندوانحراف درهستی بوجودمی آورندزیرابه آنها دروغگوی گناهکارمی گوید

بنگریم آیات بعدرادرتاکید وتبیین این معنا:

تنزل (الشیاطین )علی کل افاک اثیم یلقون (شیاطین ،کل افاک اثیم )السمع واکثرهم کاذبون والشعراء یتبعهم الغاون

بنابراین :

شیاطین یلقون السمع ...

کل افاک اثیم یلقون السمع ...

شیاطین ،کل افاک اثیم ،یلقون السمع واکثرهم کاذبون والشعرا

والشعراء (شیاطین ،کل افاک اثیم یلقون السمع واکثرهم کاذبون)یتبعهم الغاون

توجه : نه تنها افاک اثیم وشعراء (مشرکان اهل قلم یادارای کلمه )ازجمله گمراهان هستندبلکه یک دسته انسانهای گمراه دیگر(الغاون ) نیزازاینها پیروی می کنند(شجره خبیثه )

آیاقرآن بطورکلی شعروشاعری رانفی کرده وپیروان آن راگمراه می داندچرا؟

جواب :همانطورکه استادفتوحی فرمودند: قرآن نمونه ی اعلای سخن است وازحیث ماده وصورت باشعریکی می نماید نه تنهابه کلی شعررانفی نکرده بلکه شاعران مؤمن وصالح (لفظ مومن وصالح درقرآن فقط براولیای خدااطلاق می شود)رااستثناء کرده است:

اگرماآیه : یلقون السمع واکثرهم کاذبون والشعراء یتبعهم الغاون -الم ترانهم فی کل وادیهیمون وانهم یقولون مالایفعلون  - الاالذین آمنواوعملواالصالحات وذکروا الله کثیرا وانتصروامن بعدماظلمواوسیعلم الذین ظلمواای منقلب ینقلبون. راازقبل آن جدابخوانیم وکل افاک اثیم راهمان شعراء بدانیم ضمیر«هم » دراکثرهم وقتی به افاک اثیم برگرددگویا حکم شامل شعراء نیزمی شودکه هم صاحب قلمندوهم بیشترآنهایی که صاحب قلمنددروغگویندپس آیه را می توان اینگونه خواند: والشعراء یلقون السمع واکثرهم کاذبون الاالذین آمنواوعملوالصالحات و...

بنابراین  با لفظ « الا» صفات زیرشامل  شعراء مومن وصالح  نمی شود:

1.نزول شیاطین :هل انبئکم علی من تنزل شیاطین –تنزل علی کل افاک اثیم -؟

2.دروغگویی وگناه : تنزل علی کل افاک اثیم

3.گمراهی  : یتبعهم الغاون ... الاالذین آمنواوعملواالصالحات وذکروا الله کثیرا

نتیجه : عکس العمل افرادشجره طیبه درمقابل گزینه «شعر» باتوجه به دوفرهنگ می شود:

قلم اولیای خدا

شعر؟!

این گزینه دربرابراین طبقه ازمردم موجب  دوگونه تعجب وسؤال است :

1. اگرمنظورازشعرسخنی باشدکه بقول قرآن  نظام رابرآن بنامی کنند نه سخنی که بین مردم مرسوم است (گرچه آن ،جزئی ازاین کل است ) شعریاسخنی خوب است که ماراهدایت کندنه برخواسته ازدروغ باشدومارابه سمت گمراهی سوق دهد.شعرراهرگونه تعریف کنیم بهره ای است دنیایی که اندک است

2. اگرشعرراقلم اولیابگیریم عکس العمل افراداین طبقه درمقابل این گزینه  باسؤال وتعجب همراه است زیرااین امری است برهمگان مبرهن که جامعه ی بی نقص وبهره ی بسیاروسخن خوب ،جای پرسیدن ندارد

قلم مشرکان

ازهرفرصتی لذت ببروخودت راسرگرم کن زیراتومهلت کمی داری برای زندگی

ادامه دارد...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.