فارس گزارش می‌دهد/ خاک قدمگاه خورشید، سرمه چشم خوزستانی‌ها

چند سالی است که همزمان با ایام پایانی دهه صفر، پروانه های جا مانده از زیارت سالار شهیدان، دل های خسته خود را با قافله شمس الشموس به پرواز در می آورند.

به گزارش خبرگزاری فارس از اهواز، حوالی سال 200هجری قمری،کاروان نور به اجبار خلیفه ی وقت، مامون عباسی، از مدینه النبی به سمت مرو یا همان خراسان کنونی رهسپار شد و اشعه های تابناک ولایت بر هیمنه  این سرزمین سایه افکند؛ برخلاف خواست عباسیان، این هجرت چونان هجرت رسول الله در صدر اسلام ثمراتی در بر داشت که تاریخ را متحیرانه، انگشت به دهان واگذاشت.

جایگاه ولایتعهدی که به نور رضا راضی شد

تاریخ ایران، روزهای تلخ بسیاری چشیده بود و تن رنجورش، ناامید از امید رهایی، خود را به دست جلادان قدرت سپرده بود؛ مردم از ظاهر دین مآبانه دولت مردان و باطن شیطان صفتانه شان به ستوه آمده بودند؛ نور، تنها گمشده این سرزمین خسته از آلام روزگار بود؛ نوری از خاندان محمد، رسول برگزیده ی خدا در این سرزمین کمی دور از جغرافیای بعثت، باید منزل می گزید تا مرهمی شود بر روح های زخمی و در زنجیر طاغوتیان؛ و اینچنین شد که مامون عباسی، برای اینکه به مردم حقیقت جوی این سرزمین بقبولاند که نور نیز گمشده ی اوست، علی بن موسی الرضا علیه السلام را به اجبار، از مدینه به مرو کشاند تا خانه به خانه بر ظاهر دین مآبانه اش شهادت دهند و زبان این مردمان ساده بر محب اهل بیت بودن او گواهی دهد؛ غافل از اینکه جایگاه ولایتعهدی ایران به نور رضا راضی شد  

نور را از شب هم بگذرانید چشم ها بیدار است

امام رضا علیه السلام در مدینه بود و بزرگترین دغدغه خلیفه این شد که از کدام مسیر قافله را حرکت دهد که نه غیرت محبان بجوشد و نه خشم دشمنان! 

یکی از راه های متداول آن زمان، از مدینه به سمت کوفه و بغداد و از آنجا به سوی ری، قم و بالاخره مرو منتهی میشد؛ اما براستی آیا این مسیر میتوانست انتخاب زیرکانه ای برای مامون باشد؟

دو شهر کوفه و قم، از ابتدای قرن سوم اسلامی، مرکز تجمع شیعیان بود و عبور قافله امام رضا علیه السلام از این دو شهر، جز احتمال شورش و افزوده شدن نفوذ و قدرت شیعیان نمیتوانست پیامدی دربرداشته باشد.

بغداد نیز، مدینه الاسلام بود و محل تجمع عباسیان که خشم و انزجار آنان از ولایتعهدی امام رضا علنی بود و از کوچک ترین فرصتی برای از بین بردن نام و یاد اهل البیت و همچنین نابودی تشیع دریغ نمی کردند؛ آنان از نیت شیطانی مامون ناآگاه بودند و ظاهر این حقه را که تعریفی جز انتقال قدرت از آل عباس به آل علی علیه السلام نبود به ضرر منافع جاه طلبانه ی خود می دیدند؛ لذا بعید به نظر نمی رسید که عبور کاروان امام رضا علیه السلام از این شهر، عواقبی به بار آورد که نقشه های خلیفه را نقش بر آب کند.

  پیراهن خوزستان به بوی قدم های ولایت معطر شد

مامون، خواسته یا ناخواسته سببی شد بر معطر شدن پیراهن خوزستان به بوی قدم های ولایت؛ مدینه، بصره،اهواز، بهبهان، نقطه به نقطه این خاک جای پای کسی است که فخر زمینیان و آسمانیان است و چه عزت مندیم که پا بر چشم استان ما نهاده شد؛ هرچند که لایق اقامت دائمی مولایمان نبودیم اما دل خوشیم به بوی قدمگاه هایی که هرساله جمع زیادی از جاماندگان از قافله عشق را به آغوش خود می خواند.                                         

قدمگاه مسجد بکان، تکه ای از بهشت جنوبی ها

قافله امام رضا علیه السلام با عبور معنوی اش بر شهرهای زیادی منت گذاشت و بوی خدا را به آنها ودیعه سپرد؛ بهبهان خوزستانمان نیز از این عطایا بی نصیب نماند و این شهر که در آن زمان، مرکز ایالت ارجان بود، طبق شواهد و مستندات محلی، هرچند برای ساعاتی اندک اما میزبان قدم های طاهر بزرگ مردی شد که خورشید در برابر عظمت روحش به سجده افتاده است.

هرچند نیت های عفیف، نسل به نسل به وجود 5 قدمگاه در این شهر استناد کرده اند و سالانه پذیرای چشمان مشتاق و دل های ملهوف اند اما قدمگاه مسجد بکان به عنوان اصلی ترین قدمگاه شمس الشموس، علی بن موسی الرضا علیه السلام شناخته شده است و تقریبا حدود 200سال است که مردم حق طلب و ولایتمدار این خطه، نسل به نسل و خون به خون به فرزندان خود آموخته اند که در روز شهادت مولایشان علی بن موسی الرضا علیه السلام، مراسم عزاداری و پیاده روی تا این محل نور را با شکوه هرچه تمام تر برگزار کنند.

گزارش از حنان سالمی

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.